محل تبلیغات شما



از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم

او می رود و هر قدمش لاله و نسرین
ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم

ما شهرتمان بسته به این است بسوزیم
با داغ عزیزیم که خاکستر عودیم

تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته ست
از غیرتمان بود، نوشتند حسودیم

جو گندمی از داغ غمش تار به تاریم
در حسرت پیراهن او پود به پودیم

پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است
دلتنگ به یک خنده ی او زود به زودیم

بر سقف اگر رستن قندیل فراز است
ما نیز همانیم، فرازیم و فرودیم

یک روز میاید و بماند که چه دیر است
روزی که نفهمد که چه گفتیم و که بودیم

بعد از تو اگر هم کسی آمد به سراغم
آمد ببرد آنچه ز تو تازه سرودیم


باید قبول کنیم بعضی آدم ها را کمتر دیده ایم،

مثل مداد رنگیِ قهوه ایِ گم شده میانِ آنهمه رنگ،

مثل خودکار مشکی،

مثل همانهایی که بیشتر از بقیه کنارمان بودند و ما هیچ ندیدیمشان.

همان هایی که به قولِ معروف دستشان نمک ندارد !

#مثل_خودکار_مشکی


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

طایفه چهاربری